دو عامل بازدارنده در برابر سرنگونی؛ از سیاست استمالت تا تلاش برای احیای فاشیسم

در حالی که قیام‌های پی‌درپی و وجود شبکه بزرگ و سازمان‌یافته‌ای از کانون‌های شورشی و رزمندگان جان‌برکف، آمادگی اجتماعی و نظامی برای سرنگونی رژیم را اثبات کرده است، اما دو عامل در برابر جنبش مردم ایران برای سرنگونی رژیم نقش بازدارنده داشته است:

سیاست‌های بین‌المللی (به‌ویژه اروپایی): این سیاست‌ها با نادیده گرفتن نیروی اصلی تغییر در ایران، هنوز از رویای کنار آمدن با این رژیم وحشی دل نکنده‌اند و استراتژی‌های اشتباهی را در پیش می‌گیرند.


نقش بقایای دیکتاتوری شاه: این جریان با اخلال در قیام‌ها، تفرقه‌افکنی میان مخالفان، طرح شعارهای فاشیستی و درخواست حمله به شهرهای ایران، عملاً به سود رژیم عمل می‌کند.


بچه شاه دیکتاتور، ورای صحنه‌سازی‌های تلویزیونی و مجازی، وزن و جایگاهی ندارد؛ چنان‌که روزنامه تاگس‌سایتونگ او را توصیف کرد: «بیشتر شبیه دلقک دربار است در حالی که حتی درباری هم ندارد». موجودیت او در بازسازی ساواک، جنجال‌آفرینی و حمله و هتاکی افرادش به مخالفان ایرانی و خبرنگاران خارجی خلاصه می‌شود.


اما چنان‌که مسعود رجوی، رهبر مقاومت، گفته است: «درس بزرگ ۲ جنگ و یک قیام در ۱۴۰۴ این است که بازگشت به فاشیسم دست‌نشانده سلطنتی سرابی بیش نیست».

https://www.maryam-rajavi.com/message-conference-germany-main-conflict-between-iranian-people-religious-fascism/

Comments

Popular posts from this blog

سالگرد عاشورای مجاهدین

قدرت و حاکمیت از آن جمهور مردم ایران است

بحران ساختاری تهران و افق تغییر؛ تحلیل ژنرال جیمز جونز از آینده ایران