مقاومتی به رهبری زنان که رژیم ایران بیش از همه از آن میترسد
نوشته لیندا چاوز زنان در عرصه سیاست میتوانند نیرویی بسیار قدرتمند و تحولآفرین باشند. من این را از نزدیک و طی قریب به ۵۰ سال فعالیت در عرصه دشوار سیاست آموختهام. در این مسیر طولانی، زنانی که مرا تغییر دادند—که نگاه مرا به رهبری، فداکاری و معنای مبارزه برای آزادی دگرگون کردند—اغلب قهرمانان گمنامی هستند که جهان هرگز نامشان را نشنیده است. و این سکوت تصادفی نیست؛ بلکه یک راهبرد است. نمونه بارز آن ایران است؛ جایی که درباره آیندهاش بحثهای فراوانی جریان دارد. سالهاست که در کنار مقاومت ایران ایستادهام، نه از فاصلهای امن، بلکه آنقدر نزدیک که تصمیمگیریها را زمانی ببینم که دوربینها خاموش بودند و جان انسانها در میان بود . در سالهای کمپ لیبرتی حضور داشتم؛ زمانی که هزاران زن و مرد غیرمسلحِ مقاومت ایران در اردوگاهی نزدیک فرودگاه بغداد گرفتار شده بودند، از موانع حفاظتی خود محروم بودند، از دریافت تجهیزات پزشکی منع شده بودند و ارسال مواد غذایی به آنها محاصره شده بود، در حالی که موشکهای گروههای نیروهای نیابتی رژیم ایران بر سرشان فرود میآمد. پنج حمله موشکی. صد و هفتاد و هفت کشته....