از خنثی‌سازی توطئه‌ها تا پایداری در خیابان‌های پاریس

در سپهر سیاسی و پر شتاب ایران، ماه‌های اخیر سرشار از تحولات، شگفتی‌ها و چالش‌های سنگین بوده است. رویدادهایی که نه تنها مسیر مبارزه آزادی‌خواهانه مردم را روشن‌تر می‌سازد، بلکه بار دیگر کارآمدی یا ناکارآمدی راهبردهای کلان را به محک آزمون می‌گذارد.


در این مقاله، بر اساس سخنان مهدی سامع در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران، به بررسی دو محور اصلی می‌پردازیم: ارزیابی شرایط کلان سیاسی و تحلیلی از ایستادگی میدانی حامیان مقاومت در تظاهرات پاریس.


۱. نقد راهبردهای کلان: چرا مماشات و جنگ کارساز نیستند؟

تجربه تاریخی تحولات ایران بارها به اثبات رسانده است که دوگانه‌ی «جنگ» و «مماشات» قادر به مهار بنیادگرایی حاکم بر ایران نیست. نگاهی به نتایج مناقشات اخیر نشان می‌دهد:

سیاست مماشات؛ بسترپراکن جنگ: مماشات با رژیم‌های سرکوبگر نه‌تنها مانعی در برابر تجاوز ایجاد نمی‌کند، بلکه سرانجام به جنگ‌های ویرانگر و ارتجاعی منتهی می‌شود.

دیپلماسی و جنگ‌های کوتاه‌مدت: خروجی برآیند تنش‌های نظامی نیز نشان داده است که تهاجم خارجی معمولاً در نهایت راه‌های جدیدی برای بازگشت به سیاست مماشات می‌گشاید؛ چرخه‌ای که می‌توان آن را «تعادل در چالش» نامید.


اصل اساسی مقاومت:

آزادی و کسب حاکمیت ملی، حقی است منحصر به مردم ایران و نیروهای پیشتاز آن. هرگونه جانشین‌سازی یا دخالت نظامی خارجی که اراده آزاد جامعه را نادیده بگیرد، از اساس مردود است.


ارزیابی سند تفاهم‌نامه

از زاویه نگاه به منافع آتی مردم که همواره قربانیان اصلی آتش‌افروزی‌ها، فشارهای اقتصادی و روانی رژیم بوده‌اند، هر تفاهم‌نامه‌ای که فرجه‌ای برای کاهش فشارهای نظامی و موشکی ایجاد کند، اقدامی مثبت تلقی می‌شود؛ چرا که فرصتی به جامعه می‌دهد تا بر بخشی از زخم‌های خود مرهم بگذارد.


۲. گزارش میدانی: گردان‌های در حال جنگ در میدان‌های پاریس

بخش مهمی از تحولات اخیر را باید در پایداری میدانی جنبش جستجو کرد. مواجهه با محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های برگزاری تظاهرات در پاریس، جلوه‌ای متفاوت از روحیه آزادی‌خواهان را به نمایش گذاشت.


شکست تاکتیک‌های مهار

در تظاهرات اخیر در میدان‌های ووبان (Vauban) و جمهوری (République) پاریس، حضور پرشور نیروهای مردمی بر محدودیت‌ها غلبه کرد:

پایداری داوطلبانه: شرکت‌کنندگان، از مادرانی که کودکان خود را همراه داشتند تا جوانان پرشور، بدون احتیاج به سازماندهی پیچیده، هر کدام سنگر خود را در خیابان انتخاب کردند.

عبور از محدودیت‌های انتظامی: با وجود تاکتیک‌های پلیس مبنی بر ایجاد شکاف و تقسیم جمعیت، حضور مداوم و شعارهای خستگی‌ناپذیر پایداری صحنه را حفظ کرد.

اگر در نبردهای گذشته، معترضان مانند «گردان‌های از جنگ برگشته» به شادمانی می‌پرداختند، در این نبرد خیابانی، حاضران بیشتر شبیه «گردان‌های در حال جنگ» بودند که لحظه‌ای توقف را برنمی‌تافتند.


۳. درس‌های نبرد خیابانی: خروجی مبارزه چه بود؟

در مواجهه با این سؤال که «آیا مبارزات خیابانی و تظاهرات، رژیم حاکم و مدعیان غیراصیل را عقب می‌راند یا خیر؟»، واقعیت روشن است: رژیم سرکوبگر به خودی خود عقب‌نشینی نخواهد کرد، اما اراده توده‌ها متوقف نمی‌شود.

هدف اصلی از چنین تجمعاتی، اثبات اقتدار اراده مردم و بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های قانونی و فراقانونی برای شنیده شدن صدای جنبش است.


نتیجه‌گیری

پیام روشن تحولات اخیر یک چیز است: اتکا به اراده آزاد و داوطلبانه جامعه.

تا زمانی که مبارزه برای آزادی، ریشه در اراده مردم و نیروهای شورشی داخل و خارج از کشور داشته باشد، هیچ توطئه یا محدودیتی نمی‌تواند مسیر رهایی را مسدود کند. به تعبیر شاعر: «تا شقایق هست، زندگی باید کرد» و در میدان مبارزه نیز، تا زمانی که ایستادگی متکی بر مردم باشد، شکست معنایی نخواهد داشت.

Comments

Popular posts from this blog

سئوال: درباره اتهام‌ها علیه مقاومت چه می‌گویید؟

آزادی چیست؟

سالگرد عاشورای مجاهدین