پشت پرده آمارها؛ چرا سفره ایرانیان روز به روز کوچکتر میشود؟
در تحلیل وضعیت اقتصادی هر کشوری، دسترسی به آمارهای دقیق و شفاف، اولین و حیاتیترین قدم است. همانطور که یک پزشک برای تجویز داروی درست به علائم حیاتی دقیق بیمار نیاز دارد، در اقتصاد نیز بدون داشتن دادههای واقعی نمیتوان راهحل کاربردی ارائه داد. اما زمانی که به وضعیت امروز ایران نگاه میکنیم، با جنگی از تناقضات آماری میان نهادهای مختلف حکومتی روبهرو میشویم؛ مرکز آمار یک رقم میگوید، رسانهها رقمی دیگر و بانک مرکزی نیز روایتی کاملاً متفاوت را ارائه میدهد.
برای کالبدشکافی این تناقضات و بررسی چشمانداز اقتصادی کشور، گزیدهای از تحلیلهای دکتر محمد حسین تسوجی (پروفسور مهندسی الکترونیک و عضو جامعه دانشمندان نیویورک) را در ادامه میخوانید.
چرا نمیتوان به آمارهای رسمی اعتماد کرد؟
پاسخ کوتاه و روشن این است: هیچکدام از مراجع رسمی داخلی را نمیتوان بدون راستیآزمایی و مقایسه دقیق با شاخصهای ملموس بازار، مبنای قطعی قرار داد. در ایران نهادهای دولتی آمارهای خود را بر اساس منافع، محدودیتها و مصلحتهای سیاسی خود تنظیم میکنند.
برای درک واقعیت، باید آمارهای دولتی را در کنار شاخصهای حیاتی دیگر قرار داد؛ شاخصهایی مانند:
روند نرخ ارز در بازار آزاد
آمار واقعی تجارت و میزان تولیدات
نوسانات قیمت کالاهای اساسی و مسکن
به همین دلیل، نهادهای معتبر بینالمللی مانند بانک جهانی (World Bank) و صندوق بینالمللی پول (IMF) گرچه آمارهای رسمی ایران را به عنوان مبنای اولیه نگاه میکنند، اما در نهایت بر اساس معیارهایی چون رشد نقدینگی، انتظارات تورمی، نرخ ارز چندگانه و محدودیتهای صادراتی، دست به «برآورد واقعی» میزنند؛ چرا که شفافیت آماری در این ساختار وجود ندارد.
بررسی واقعیت؛ حتی با فرض پذیرش «بهترین آمار حکومتی»!
اگر حتی بدبینانه ترین آمارها را کنار بگذاریم و خوشبینانهترین آمار ارائهشده توسط خود حکومت را مبنا قرار دهیم، باز هم با کارنامهای تیره و تار روبهرو میشویم. نگاهی به شاخصهای کلیدی اقتصاد در سالهای اخیر این موضوع را به خوبی روشن میکند:
۱. انفجار نقدینگی و بیارزش شدن پول ملی
رشد نقدینگی و پایه پولی در کشور به ارقامی رسیده که در ۵۰ سال گذشته بیسابقه بوده است. طبق یک فرمول ساده اقتصادی، رشد نقدینگی باید متناسب با رشد واقعی اقتصاد باشد. وقتی رشد اقتصادی کشور نزدیک به صفر یا منفی است، این حجم از خلق نقدینگی مستقیماً به معنای نابودی ارزش پول ملی و جهش سرسامآور تورم است.
۲. تورم طبقاتی و منطقهای؛ فشار مضاعف بر محرومان
آهنگ رشد قیمتها ممکن است در برخی ماهها کمی کندتر شود، اما این به معنای ارزانی نیست؛ بلکه یعنی کالاها با سرعتی بیشتر روی همان قیمتهای گران قبلی انباشته میشوند. نکته دردناک اینجاست که تورم در ایران یک «تورم طبقاتی» است.
دهکهای پایین جامعه بیش از ۴۰ درصد از درآمد ناچیز خود را مجبورند صرف خرید مواد غذایی اساسی کنند، در حالی که این رقم برای دهکهای بالا بسیار کمتر است. در نتیجه، طبقه متوسط عملاً در حال ناپدید شدن است و طبقه مستضعف بیشترین ضربه را میخورد.
علاوه بر این، ما با یک «تورم منطقهای» نیز مواجه هستیم. آمارها نشان میدهند که نرخ تورم در استانهای محروم و مرزی مانند کردستان و سیستان و بلوچستان، حتی از پایتخت نیز بالاتر است و بار سنگین این سوءمدیریت بر دوش اقوامی است که سالهاست محرومیتهای مضاعفی را تجربه کردهاند.
آیا رفع تحریمها یا فروش بیشتر نفت گرهگشا است؟
یک سوال اساسی وجود دارد: آیا تزریق پولهای نفتی یا گشایشهای موقت تحریمی میتواند این اقتصاد فروپاشیده را نجات دهد؟
پاسخ به وضوح منفی است. تحریمها همیشگی نبودهاند، اما پسرفت اقتصاد ایران همیشگی بوده است. ریشه اصلی مشکل در اینجاست که اولویت اصلی این رژیم هیچگاه رفاه عمومی و توسعه زیرساختهای کشور نبوده است. اولویتهای این ساختار صرفاً در سه چیز خلاصه میشود:
حفظ و بقای قدرت به هر قیمتی
انباشتن حسابهای بانکی شخصی غارتگران
تزریق ثروت کشور به نیروهای نیابتی و ارگانهای سرکوبگر
بنابراین، حتی اگر روزانه میلیونها بشکه نفت هم فروخته شود، تا زمانی که این ساختار پابرجاست، سهمی از این ثروت به سفره مردم ایران نخواهد رسید.
چشمانداز آینده؛ پتانسیل عظیم در اسارت یک رژیم
ایران سرمایههای ملی و توانمندیهای بسیار بزرگی دارد؛ از منابع عظیم نفت و گاز گرفته تا سایر مواهب طبیعی. اما بالاتر و ارزشمندتر از همه اینها، سرمایه انسانی کشور است؛ وجود یک جمعیت فعال و باهوش که از نظر پتانسیل فکری و استعداد در رتبههای بالای جهانی قرار دارند.
پتانسیل حل تمام مسائل اقتصادی و ایجاد رفاهی در سطح کشورهای توسعهیافته (مانند جهش اقتصادی که چین در دهههای گذشته تجربه کرد) در ایران کاملاً وجود دارد؛ اما تحقق این آینده روشن، قطعاً با وجود رژیم کنونی غیرممکن است. راه نجات اقتصاد و فردای ایران، تنها در تغییر بنیادین این ساختار نهفته است.
https://www.maryam-rajavi.com/gathering-irans-academic-community/

Comments
Post a Comment