نقد گزینههای موروثی و نگاهی به مفهوم واقعی دموکراسی برای آینده ایران
جان برکو - رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان ۲۰۱۹-۲۰۰۹
کسانی هستند که خود را شاهزاده مینامند، و هرگاه مایل باشند، این جرأت، جسارت، وقاحت و پررویی را به خود میدهند که خود را ولیعهد بنامند. شاهزادگانی در آن سوی آبها که میخواهند سوار بر اسب برای نجات مردم بیایند. من قبلاً رضا پهلوی را مورد تمسخر قرار دادهام. نمیخواهم خیلی نسبت به این مرد بیرحم باشم. میدانم او وقت آزاد زیادی دارد. تا جایی که من میدانم، او حتی یک روز کار مفید هم در زندگیاش انجام نداده است. او از مواهب این سرزمین و منابع و ثروتها و بخششهای بادآوردهای که از هر گوشه و کنار به هر طریقی به دست آمده، زندگی کرده است. اکنون با خود فکر میکند: «خب، شاید من، پس از یک عمر با رزومهای توخالی و سابقه کار بسیار محدود، بتوانم به نجات مردم ایران بیایم.» باید به آقای پهلوی بگویم: «رفیق عزیز، به ما زنگ نزن، و مطمئن باش که ما هم به تو زنگ نخواهیم زد.»
زیرا مرام او، باوری برای دموکراسی، رهایی و جامعهای تکثرگرا نیست. جایگزینی که او ارائه میدهد، یک جایگزین واپسگرا، مرتجع، فسیلشده، گذشتهنگر، اشرافی و مستبدانه است. اما این حرف را فقط از من نشنوید؛ من معتقدم انسانها را باید از روی اعمالشان و در واقع از روی کلمات خودشان قضاوت کرد.
سنجش با کلمات: بررسی یک مصاحبه
و فکر میکنم ما باید به جهان، به دولتهایمان، پارلمانهایمان و رسانههایمان یادآوری کنیم که آقای پهلوی در مصاحبهای در ۱۲ آوریل امسال چه گفت. از او پرسیده شد که آیا در تلاش برای ایفای نقش به عنوان یک دولت در انتظار تشکیل و نیروی گذار به آیندهای نوین برای ایران، پیشینه خانوادگی و گذشته او ممکن است یک آسیب یا مانع باشد؟ و او در پاسخ گفت، و من عیناً نقلقول میکنم: «من به میراث خود، به تاریخ خانوادهام» و حالا گوش کنید: «و به هر کاری که انجام دادهاند افتخار میکنم.» تکرار میکنم: «و به هر کاری که انجام دادهاند.»
خانمها و آقایان، این طبیعیترین انگیزه انسانی برای همه ماست که به میراث خود، به والدین خود، به پیشینه خانوادگی و عزیزانمان افتخار کنیم. هیچ چیز اعتراضآمیز، سرزنشآمیز یا استثنایی در این مورد وجود ندارد. اما آن بخش پایانی را به یاد داشته باشید: «و به هر کاری که انجام دادهاند.»
آقای پهلوی، جناب شاهزاده مفروض، رهبرِ احتمالیِ محکوم به شکست، من به شما میگویم جناب، اگر سودای دستیابی به منصب عمومی را در سر داری، این تصور که میتوانی در یک دموکراسی به منصب عمومی چشم بدوزید، در حالی که به تمام کارهایی که پدر مستبد و ظالمت به عنوان یک دیکتاتور در حق مردم ایران انجام داد افتخار کنید، کاملاً خارج از عرف و ناپذیرفتنی است. نه امروز پذیرفتنی است، نه فردا، نه هفته آینده، نه ماه آینده، نه سال آینده و نه در هیچ زمان دیگری.
ارزیابی جایگزینها و نگاه به آینده
و آنچه ما نیاز داریم، همانطور که دیگر همکاران با شیوایی، شور و حرارت گفتهاند، تغییری بنیادین و بازگشتناپذیر به سوی وضعیت بهتر است. شاید، دوستان من، به من اجازه داده شود در حضور این همه دموکرات برجسته این نکته را عرض کنم:
نخست اینکه، من کاملاً آگاهم که در شورای ملی مقاومت، بر خلاف جنبش مردسالارانه پهلوی، شما تجسم یک ایران جوان، مبتنی بر جدایی دین از دولت، مدرن و تکثرگرا را میبینید. افرادی باهوش، بااستعداد، مصمم به موفقیت، متعهد به برابری جنسیتی و غیره، پرشور درباره آزادی رسانهها، آزادی انجمنها، آزادی انتخاب، خواهان دولتی مبتنی بر جدایی دین از دولت، جمهوری غیرهستهای، متعهد به حفظ محیط زیست، و خواهان یک اقتصاد واقعی مبتنی بر بازار آزاد و مختلط.
این مردم، شما، ساکنان اشرف ۳، به دنبال بازگشت به نوعی گذشته موروثی، مستبدانه و فئودالی نیستید که در آن دستیابی به منصب بر اساس وراثت و نوعی اشرافیگری نهادینهشده تعیین شود. این آن چیزی نیست که شما میخواهید. آنچه شما میخواهید آزادی واقعی است که توسط خودتان تعیین شود. شما خواهان حق انتخاب هستید، و این به همان مسئله دموکراسی بازمیگردد.
مفهوم دموکراسی و وفاق سیاسی
در انگلستان، و فکر میکنم همکاران سابق من هم موافق باشند، ما اختلافات خود را داشتیم. صادقانه بگویم، امروز افرادی در این تالار هستند، از جمله من و بوریس — او ارشدترین چهره سیاسی در انگلستان است و من به عنوان چهرهای بسیار فرعیتر، اما به عنوان رئیس پارلمان —همیشه با هم همعقیده نبودیم. اما ما قطعاً درباره آزادی برای مردم ایران همنظر هستیم. و همین امر در مورد من و دیوید جونز نیز صدق میکند. ما اختلافات خود را داشتیم، اما درباره آزادی برای مردم ایران متفقالقول هستیم.
و همه ما، و سایر همکارانی که از دیگر احزاب سیاسی در انگلستان و سراسر اروپا و فراتر از آن در اینجا میبینم، موافقیم که دموکراسی به معنای «یک نفر، یک رای، برای یک بار» نیست. دموکراسی یعنی «یک نفر، یک رای در فواصل زمانی منظم»، داشتن فرصت برای انتخاب نمایندگان خود، انتخاب حاکمان خود، و سپس پس از یک دوره، در صورت تمایل، بدون هیچ توضیح یا عذرخواهی، انتخابِ تغییر. دموکراسی یعنی این.
جنبشی که همه ما از آن حمایت میکنیم، یعنی شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق، جنبشی است که مدافع این اصل است؛ اصلی که در برنامه ۱۰ مادهای بازتاب یافته است، برنامهای که شیواترین بیان تعهد به دموکراسی، آزادی و یک جامعه تکثرگرا است که میتوانست طراحی و تدوین شود. این همان چیزی است که همه شما میخواهید.
https://www.maryam-rajavi.com/national-liberation-army-only-path-to-freedom/

Comments
Post a Comment