سوال این است که... چرا؟ و برای چه کسی؟ قاتلان؟ یا مبارزان آزادی؟
نویسنده: ال تاد وود
این مقاله تنها برای روشن کردن حقیقت و گفتن حقیقت است. تاکر بارها و بارها میگوید که حقیقت را میخواهد؛ آمادهاید؟
من سالهاست که تاکر کارلسون (Tucker Carlson) را دنبال میکنم و به طور کلی با بسیاری از کارهای او موافق بودهام. من به ویژه کار او در مورد دروغهای پشت جنگ اوکراین را تحسین کردم و چند سال پیش توسط تیم او در فاکس نیوز به مین پرواز کردم تا در برنامه او برای مصاحبهای یک ساعته در فاکس نیشن (Fox Nation) حضور پیدا کنم. من همچنین چند بار دیگر در برنامه او در فاکس حضور یافتم تا در مورد درگیری اوکراین بحث کنم. پایان دادن به جنگ اوکراین یکی از علایق من است، بنابراین به ویژه از تاکر به خاطر دعوتم تشکر کردم.
دوم، من مدتی است که مخالف هرگونه جنگی با ایران هستم، البته به صورت شفاهی. با این حال، اکنون که در آن هستیم، من نتیجهای میخواهم که برای ایالات متحده و آینده فرزندان من خوب باشد. من معتقد نیستم که نیروهای زمینی آمریکا در هر تعدادی در ایران مفید باشند. تلفات زیادی خواهد داشت و مطمئن نیستم که بتوانند در دستیابی به اهداف رئیس جمهور ترامپ مؤثر باشند. علاوه بر این، به سادگی به آنها نیازی نیست (در حال حاضر یک نیروی توانمند در میدان وجود دارد).
من کاملاً طرفدار «اول آمریکا» و یک طرفدار قانون اساسی هستم.
به همین دلیل است که از حمایت اخیر تاکر از رژیم ایران و بدنام کردن مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران (PMOI)، که به عنوان مجاهدین خلق (MEK) نیز شناخته میشود، که من به خوبی آنها را میشناسم، گیج شدهام.
در سال ۲۰۱۸، هنگام نوشتن برای واشنگتن تایمز، توسط شورای ملی مقاومت در ایران یا (NCRI)بازوی سیاسی برون مرزی مجاهدین خلق، با من تماس گرفته شد. در طول دهه گذشته، زمان زیادی را با آنها گذراندهام و برای یادگیری تاریخ و داستان آنها وقت گذاشتهام. من حقوقبگیر آنها نیستم، برای آنها کار نمیکنم. من مامور خارجی آنها نیستم. اما من، در بسیاری از رویدادهای آنها شرکت کردهام.
آنچه که مرا به داستان آنها جذب کرد، به اندازهای که توانستم کتابی در مورد آن بنویسم، تاریخچه مقاومت مداوم آنها در برابر الیگارشی ملاها، تا سر حد مرگ بود. شعار آنها این است: پرداخت بها. من جذب کسانی میشوم که برای آزادی میجنگند، و آنها بیش از چهار دهه است که این کار را انجام میدهند.
در توضیحات کتاب (من) در آمازون آمده است: «سالن غذاخوری ۶۰ در ۳۰ متر بود؛ صحنهای داشت که از آن ۱۲ طناب آویزان بود و زیر هر طناب یک صندلی قرار داشت. گروههایی از زندانیان که آنها را میآوردند، برای پریدن روی صندلی هجوم میآوردند؛ آنها روحیه بسیار بالایی داشتند. آنها قبل از اعدام فریاد میزدند: «درود بر مجاهدین خلق!»... چه میشد اگر داستانی وجود داشت که هرگز گفته نشده بود، داستانی که تقریباً پنج دهه را در بر میگرفت، داستانی که شامل درگیری بزرگ بین ابرقدرتها بود، داستانی که خواننده را با درام، درد، رنج و مقاومت بزرگ مسحور میکرد و به معنای واقعی کلمه داستانی بود که میتوانست جهان را تغییر دهد؟ و چه میشد اگر همه اینها کاملاً درست بود؟
مجاهدین خلق ایران نیروی مقاومت کمتر شناخته شده در جهان هستند، آنها همچنین به دلیل مبارزات آشکار علیه آنها توسط رژیم ایران و حتی غرب، بدنامترین هستند.
تقریبا هیچ کس داستان واقعی آنها را نمیداند. این داستان، روایتی از مقاومت علیه شاه در دهه ۱۹۷۰ و خیانت دولت آمریکا در دهه گذشته است. این داستان، دولت ریگان را تا کاخ سفید بایدن، که مصمم به دادن سلاحهای هستهای به ایران است، در بر میگیرد. این روایتی از سوءاستفادههای تکاندهنده، قتل عام و امتناع از تسلیم شدن در برابر شر، صرف نظر از هزینه آن است. این داستانی است که چشمان خواننده را باز میکند و میتواند به معنای واقعی کلمه جهان را با تغییر رژیم در ایران در آیندهای قابل پیشبینی تغییر دهد. این کتاب پر از احساسات، درام و روایتهای دست اول از وحشت شکنجه و اعدام است. همچنین روایتی از عزم شگفتانگیز این افراد است که در طول دههها افترا توسط غرب و آزار و اذیت توسط ملاها، استقامت نشان دادهاند. داستان، جنبشی را روایت میکند که توسط یک زن برای آوردن اسلام بردبار به جهان اداره میشود... وحشت!
ما داستان ۴۰ سالهی مجاهدین خلق را در این توصیف بهموقع، تکاندهنده و دلخراش از گروه شجاعی از مردم که مصمم به آوردن آزادی به ایران هستند، کشوری که بیش از ۱۲۰۰۰۰ نفر توسط رژیم اعدام شدهاند، روایت خواهیم کرد.
تاد وود یکی از موفقترین عملیاتهای دروغپراکنی رژیم ایران را بر عهده گرفته و با این کار، افشاگریهای مطبوعات واشنگتن دی سی را که مجاهدین خلق و مردم ایران را ناامید کرده بود، افشا کرده است. مدتهاست که مردم ایران به طور عمده به تنهایی و با هزینه گزاف با رژیم مبارزه کردهاند. این کتاب مهم در زمان حساسی برای اپوزیسیون منتشر شده است که حتی با وجود جاری شدن خون آنها در خیابانهای سراسر کشور، روز به روز قویتر میشود.
لارا لوگان، روزنامهنگار برنده جایزه و خبرنگار سابق برنامه ۶۰ دقیقه
من مدتی را در کمپ آنها در آلبانی، مقر آنها در پاریس و دفترشان در واشنگتن دی سی گذراندهام.
یک چیزی که تاکر گفت کاملاً با آن موافقم. آنها مورد ترس رژیم هستند. در واقع، مجاهدین خلق تنها سازمانی است که رژیم از آن میترسد.
آنقدر که یک کمپین تبلیغاتی جهانی علیه آنها در مطبوعات غربی و دولتهای متوالی ایالات متحده و اتحادیه اروپا وجود دارد. کلماتی که در برنامه تاکر استفاده میشود: آدمکش، خشن، فرقهای و غیره - دقیقاً همان کلماتی هستند که وزارت اطلاعات و امنیت و مطبوعات بریتانیا استفاده میکنند. من سالهاست که شاهد این دروغها در مورد آنها بودهام.
من معتقدم که تاکر توسط وزارت اطلاعات یا متحدان آنها در این کمپین فریب خورده است.
من با بسیاری از اعضای اولیه مجاهدین خلق و همچنین ... نشستم و مصاحبه کردم. بسیاری از جوانانی که امروز درگیر مقاومت هستند. من با آیتاللههای وابسته به مجاهدین خلق نشستهام و درخواستهای آنها را برای نسخهای بردبار از اسلام شنیدهام.
طرفداران رضا پهلوی، پسر شاه ایران، در کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکاران (CPAC)، بسیار پرخاشگر، تهدیدآمیز و در آستانه خشونت بودند، نسبت به هر کسی که متعلق به مجاهدین خلق بوده است.
در واقع، اگر شما به گذشته از تهاجمات تهاجمی آنها به ایران برای سرنگونی رژیم نگاه کنید، من مطلقاً هیچ گونه نشانهای از رفتار خشونتآمیز ندیدهام. برعکس، آنها همیشه میزبانان مهربانی بودهاند و پذیرای هر سوالی بودهاند. هیچ چیز از قلم نیفتاده است و من سوالات سخت زیادی پرسیدهام.
در طول ده سال، من هرگز هیچ گونه مدرکی از حمایت اسرائیل ندیدهام. با این حال، این بدان معنا نیست که حمایت موساد وجود ندارد. این امکان وجود دارد. من میدانم که آنها به خوبی تأمین مالی میشوند. من همیشه فکر میکردم که حمایت مالی از عربستان سعودی سنی، دشمن اصلی ایران شیعه، است.
من در دفتر مرکزی مجاهدین خلق در پاریس وقت گذراندهام و شاهد برنامههای تلویزیونی عظیم ماهوارهای آنها بودهام. با اعضای جامعه ایرانی در سراسر جهان. اگر آنها به این اندازه ادعا میکنند که حمایت کمی از مردم ایران دارند، آنها چگونه میتوانند مبالغ هنگفتی از ایرانیان تبعیدی در سراسر جهان برای تأمین مالی جنبش خود جمعآوری کنند؟ و این چه کنایهای بود که چون دفتر مرکزی آنها در پاریس است، پس حتماً بد هستند. بیخیال تاکر، تو از این بهتر هستی. آن تبلیغات بود.
بسیاری از اینفلوئنسرهای طرفدار اسرائیل اخیراً به شدت علیه مجاهدین خلق موضع گرفتند. این به من میگوید که تل آویو ممکن است حامی مالی اصلی آنها نباشد. اما من هیچ اطلاعات یا راهی برای اثبات این موضوع ندارم. لورا لومر، اینفلوئنسر مشهور که اعلام میکند یک صهیونیست معتقد است و بدیهی است که ارتباطات صهیونیستی دارد، در اوایل سال 2026 علیه مجاهدین خلق موضع گرفت.
من در دوران حضورم در مجاهدین خلق هیچ گونه مدرکی از رفتار یا ایدئولوژی کمونیستی ندیدهام. آنها مسلمان هستند و به نظر مذهبی میآیند. آنها یک نیروی شبهنظامی هستند که با یک قانون و مقررات قانونی نظامی تکمیل شدهاند و تفاوتی با پنتاگون یا ارتش قارهای در قرن هجدهم ندارند. آنها یونیفرم میپوشند... مخصوصاً زنان. آنها یک ساختار فرماندهی دارند. من آنها را به عنوان یک نیروی مقاومت مؤثر و سازمانیافته میبینم.
من هیچ گونه مدرکی دال بر اینکه اعضای مجاهدین خلق "آدم کش" باشند، آنطور که تاکر و مهمانش تلویحاً گفتند، ندیدهام. در واقع، آنها کسانی هستند که بارها و بارها توسط آدمکشهای ایرانی مورد حمله قرار گرفتهاند. بیش از ۱۳۰ هزار نفر توسط رژیم اعدام یا کشته شدهاند. ویدیوهای زیر را ببینید. من شخصاً در رویدادی بودم که دولت ایران آدمکشهایی را برای منفجر کردن محل برگزاری استخدام کرد. خوشبختانه، این مواد منفجره در سال ۲۰۱۸ در پاریس کشف و خنثی شد.
افبیآی در ایالات متحده علیه مأموران اطلاعاتی ایران که قصد ترور مقامات شورای ملی مقاومت ایران را داشتند، اتهاماتی را مطرح کرده است.
در ضمن، بله، مجاهدین خلق برای مدتی در فهرست تروریستی ایالات متحده قرار داشتند. چرا؟ چون دوستان رژیم ایران در دولت ایالات متحده آنها را به عنوان دلجویی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آنجا قرار داده بودند، به همین دلیل است. این یک قاضی فدرال بود که به دلیل کمبود شواهد آنها را مجبور به خارج کردن نام آنها از لیست تروریستی کرد، نه اوباما، همانطور که مهمان تاکر در برنامهاش گفت.
اوباما ۶ میلیارد دلار پول نقد را به ملاها فرستاد. او دوست مجاهدین خلق نبود. باز هم، آن تبلیغات به بدترین شکل بود، و بخشی از حقیقت را میگفت. من از شبکه ارتباطی تاش (TCN) انتظار بهتری دارم.
من با زنان جوان مجاهدین خلق که به شدت توسط رژیم شکنجه شدهاند، دخترانی که به اندازه دختر خودم جوان بودند، نشستهام. من شاهد قطع شدن دستهای آنها بودهام. من جای زخمهایشان را دیدهام. من تصاویر ترورهای دوستان رژیم ایران اوباما در عراق را دیدهام که بسیاری از مجاهدین خلق را به طرز وحشیانهای به قتل رساندهاند. هزاران جوان ایرانی هر ساله توسط رژیم به قتل میرسند؛ بسیاری از کشتهشدگان متعلق به مجاهدین خلق بودند. با این حال، بچهها همچنان برای اعتراض به خیابانها میآیند و تهدید به شکنجه و مرگ قریبالوقوع را به جان میخرند. آنها شعار میدهند "مرگ بر دیکتاتور!"
اگر آرمان آنها اینقدر ساختگی است چرا بچهها حاضرند بمیرند؟ همانطور که ویدیوی زیر نشان میدهد.
جورج واشنگتن دشمن را کشت. آیا او یک آدمکش بود؟ یا آیا او یک مبارز آزادیخواه بود؟ حدس میزنم بستگی به این دارد که چه کسی داستان را روایت میکند. اگر یک مبارز کانون شورشی مجاهدین خلق یک ساختمان رژیم را آتش بزند، یک سرباز رژیم را که به جوانان ایرانی حمله میکند بکشد، یا به نیروهای خارجی در سرنگونی رژیم کمک کند، آیا او یک آدمکش است یا فقط برای آزادی کشورش از ظلم میجنگد؟ من تفسیر بین تاکر و جان کیریاکو را بسیار ریاکارانه و عمدا نادرست یافتم.
آنچه تاکر در برنامهاش با مهمانش گفت، به هیچ وجه درست نیست. من به او این شک را میدهم که فقط برای یک دستور کار، اطلاعات نادرست به او داده شده است. من در مورد اینکه آن دستور کار چیست، سوءظن دارم، اما این موضوع برای مقاله دیگری است. این مقاله صرفاً برای مقابله با دروغهای موجود در مورد مجاهدین خلق است، که بسیاری از آنها را دوست خود میدانم.
آنچه درست است این است که کسی نمیخواهد یک گروه مردمی ارگانیک در ایران به قدرت برسد.
آیا مقامات رژیم ایران؟ آیا روسها؟ آیا سلطنت بریتانیا؟
تاکر آشکارا کار کثیف کسی را انجام میداد. من به شما اجازه میدهم حدس بزنید که چرا اینطور است.
استدلالهای بسیار نامنسجمی توسط تاکر و مهمانش مطرح شد نه واقعیت، فقط ادعاهای ترسناک.
همانطور که در بالا اشاره کردم، در طول تحقیقاتم برای کتاب، سوالات سختی از این گروه پرسیدهام. سوال اصلی در مورد مارکسیسم است. به من گفته شد که در اوایل دهه ۱۹۶۰، زمانی که مجاهدین خلق شروع به مقاومت در برابر شاه کردند، برخی عناصر مارکسیستی وجود داشتند. این آغاز جنگ سرد بود و مجاهدین خلق شاه را عروسک خیمهشببازی قدرت آمریکا و بریتانیا میدانستند که برای کنترل مردم ایران منصوب شده است. البته حق با آنها بود.
با این حال، برخی از اعضای اصلی به من گفتند که مارکسیستها از سازمان اصلی مجاهدین خلق جدا شده و یک گروه انشعابی تشکیل دادهاند. اینها افرادی بودند که در آن دوره به منافع آمریکا در ایران حمله کردند. آنها در نهایت کشته شدند. البته، مجاهدین خلق میتوانستند به من دروغ بگویند. من راهی برای دانستن این موضوع ندارم. اما همانطور که من گفتم، هیچ گونه مدرکی از ایدئولوژی مارکسیستی در این گروه ندیدهام.
در زیر، [طرح] دولت در تبعید مجاهدین خلق، طرح ۱۰ مادهای شورای ملی مقاومت برای آینده ایران آمده است. آیا به نظر شما مارکسیستی به نظر میرسد؟ البته، میتواند همه اینها جعلی باشد، اما باید با پیشرفت روند تصمیمگیری در دولت آمریکا در مورد ایران، مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
آزادی سیاسی
شورای ملی مقاومت به آزادی سیاسی متعهد است. تحت حکومت آن، شهروندان از آزادی سیاسی برای ایجاد احزاب سیاسی برخوردار خواهند بود، رسانهها از سانسور آزاد خواهند بود و همه افراد از دسترسی نامحدود به اینترنت برخوردار خواهند بود.
شورای ملی مقاومت و مریم رجوی با استفاده از مجازات اعدام در همه موارد مخالف هستند.
شورای ملی مقاومت همچنین مصمم است دین را از دولت جدا کند. ایران به مکانی برای آزادی مذهبی و کثرتگرایی تبدیل خواهد شد، به طوری که پیروان همه ادیان در انجام اعتقادات مذهبی خود آزاد و آزاد خواهند بود.
مریم رجوی و دولت شورای ملی مقاومت او، برابری را در همه زمینههای جامعه ایران رعایت خواهند کرد. زنان از مشارکت برابر در رهبری سیاسی برخوردار خواهند شد، آزادی انتخاب پوشش، همسر و آزادی طلاق را خواهند داشت.
قوه قضائیه مستقل
شورای ملی مقاومت به ایجاد یک سیستم قضایی مستقل متعهد است. متهم تا زمان اثبات جرم بیگناه تلقی میشود و حق داشتن وکیل، دفاع در دادگاه و محاکمه عادلانه را خواهد داشت.
پس از سقوط ملاها، شورای ملی مقاومت ایران اعلامیه جهانی حقوق بشر را رعایت خواهد کرد و تبعیض علیه اقلیتهای مذهبی و قومی را از بین خواهد برد. منطقه کردستان ایران طرح خودمختاری سیاسی دریافت خواهد کرد و همه زبانها و فرهنگهای اقلیتها از حمایتهای لازم برخوردار خواهند شد.
اقتصاد بازار
مریم رجوی و شورای ملی مقاومت ایران به دنبال ایجاد یک اقتصاد بازار با مالکیت خصوصی و سرمایهگذاری هستند. سرمایهگذاران از حمایتهای مربوطه برخوردار خواهند شد و شورای ملی مقاومت ایران بر یک اقتصاد و محیط زیست احیا شده حکومت خواهد کرد.
پیگیری صلح
سیاست خارجی ایران مبتنی بر پیگیری صلح و ثبات در منطقه خواهد بود. شورای ملی مقاومت ایران به منشور سازمان ملل احترام خواهد گذاشت و به دنبال همزیستی مسالمتآمیز با همسایگان بینالمللی خود، هم در خاورمیانه و هم فراتر از آن، خواهد بود.
یک ایران غیر هستهای
در نهایت، شورای ملی مقاومت ایران و مریم رجوی همچنان به ایجاد یک ایران غیر هستهای و عاری از سلاحهای کشتار جمعی متعهد هستند.
مجاهدین خلق در داخل کشور، به ویژه از سوی جوانان، حمایت میشوند. من میدانم، من با دهها نفر از آنها صحبت کردهام. مجاهدین خلق در داخل ایران از حمایت نسلی برخوردارند. من مستقیماً با اعضای مجاهدین خلق از نسلهای مختلف یک خانواده صحبت کردهام.
من با درگیری غریبه نیستم، در سدروت در خارج از غزه مورد اصابت موشک قرار گرفتم، در طول حمله روسیه از کییف فرار کردم و چند سال پیش به دونباس رفتم و زمان زیادی را در بیروت برای حمایت از جامعه مسیحی آنجا گذراندهام. وقتی روایتهای جعلی میبینم، میتوانم آنها را تشخیص دهم و در طول مدتی که با مجاهدین خلق گذراندهام، یاد گرفتهام و گزارش دادهام، ندیدهام که اتهامات تاکر علیه مجاهدین خلق تأیید شده باشد.
تاکر تصویری از رژیم ایران ترسیم میکند که از حمایت مردم برخوردار است. به تجربه من، هیچ چیز نمیتواند از حقیقت دورتر باشد. این رژیم شهروندان خود را وحشتزده کرده و مورد نفرت است.
این رژیم اقتصاد ایران را نابود کرده، حتی آب را از مردم ایران دزدیده و یک الیگارشی وحشی است.
مهمان تاکر از کمپین لابیگری تهاجمی که توسط مجاهدین خلق در ایالات متحده انجام میشود، یاد میکند. و دقیقاً چه مشکلی با این موضوع وجود دارد؟ اگر شما آزادی برای مردم خود میخواهید، آیا شما همین کار را نمیکنید؟ دوباره به من بگویید که چرا این بد است؟
در مورد اتهام «فرقه».
من مستقیماً از مجاهدین خلق در مورد ساختار فرماندهی اعمال شده توسط رهبری زن آن پرسیدهام. پاسخ این بود - بله، ما یک نیروی شبهنظامی هستیم و ما کاملاً بر سرنگونی رژیم متمرکز هستیم. ما یک زنجیره فرماندهی داریم و اگر میخواهید عضوی از مجاهدین خلق باشید، قوانینی داریم. این شامل مجرد بودن و سایر خواستهها میشود. دیدگاه آنها این است که رژیم آنقدر بیرحم است که برای سرنگونی آن به این نوع فداکاری نیاز است. باز هم، البته همه اینها میتواند دروغ باشد، اما توضیح آنها در مورد شیوه زندگیشان باید شنیده شود، نه اینکه بلادرنگ بدنام شوند.
در نهایت، مجاهدین خلق از مردم آمریکا سلاح، پول یا دخالت نظامی نمیخواهند.
آنها نمیخواهند زیرساختهای ایران نابود شود.
تنها چیزی که آنها درخواست میکنند حمایت علنی از مأموریت آنها است. آنها به داشتن بیش از ۱۰۰۰ کانون شورشی در داخل ایران افتخار میکنند. من شواهدی از این فعالیت دیدهام. آنها معتقدند که میتوانند خودشان رژیم را سرنگون کنند و نیازی به اقدام نظامی آمریکا ندارند.حالا از خودتان بپرسید چه کسی این نتیجه را نمیخواهد؟ و این همان کسی است که ممکن است در گوش تاکر زمزمه می کند.
شکی نیست که تاکر آرزو دارد رژیم قاتل سر جای خود بماند. اگر واقعاً آزادی برای مردم ایران و یک دولت-ملت ضد آمریکایی میخواهید، چرا تنها موجودیتی را که رژیم از آن میترسد، بدنام میکنید؟
چه کسی از نمایش آشکار تاکر سود میبرد؟
من خوشحال میشوم به برنامه شما، تاکر، بیایم و یک بحث صادقانه داشته باشیم.
در زیر ویدیوهایی از ترورهای واقعی اعضای مجاهدین خلق که توسط دولت اوباما و دولت بوش، که آنها را در طول جنگ عراق خلع سلاح و سپس رها کرد، مجاز شمرده شده است، آمده است.
من ممکن است در تحلیل خود از مجاهدین خلق اشتباه کنم. با این حال، احساس کردم گفتن حقیقت از دیدگاه من مهم است. به عنوان یک حداقل، باید اجازه داده شود داستان آنها گفته شود و مردم آمریکا میتوانند خودشان تصمیم بگیرند. آنها نبایستی انکار شوند، زیرا میتوانند نیروی مؤثری برای کمک به دستیابی به اهداف آمریکا در داخل کشور باشند.


Comments
Post a Comment