همدستی شاه و شیخ در ستمگری
رویارویی میان مردم ایران با رژیم در سالی که گذشت، فرجام خطوط و شعارهای مدعیان را ظاهر کرد: آنها که برای بازگرداندن ایران به دیکتاتوری شاه تقلا میکنند، نشان دادند که طرحشان برای فردا، دیکتاتوری و سرکوب جامعه و ملیتهای ستمزده است.
شاه پرچم «انقلاب سفید» و «تمدن بزرگ» بهدست گرفته بود. خمینی چیزی به نام «انقلاب اسلامی» علم کرد و رفسنجانی از «تمدن عظیم اسلامی» دم میزد. اما در هر دو نظام جوخههای اعدام و قتلعام ، به فراخور مقاومتی که در برابر خود میدیدند، برپا بود.
اگر جامعه و تاریخ ایران آنچنان راکد و خاموش بود که به بچه خامنهای یا بچه شاه رضایت بدهد، نه از انقلاب خبری بود و نه از قیام و کانون شورشی و ارتش آزادی. مدتها کلمه «انقلاب» تابو و تحریم و ترسناک بود. تا این که جوشش اجتماعی، حتی بچه شاه را مجبور کرد بهجای انقلاب سفید پدرش، به چیز بیربطی بهنام انقلاب شیر و خورشید چنگ بزند.
شاه و شیخ در طول تاریخ ایران پیوسته در ستمگری همراه و همزاد و دست در دست یکدیگر بودهاند. اما مردم ایران و نیروهای انقلاب دموکراتیک برآنند که ویرانی صدساله را جبران کنند.
چشمانداز یک جامعه دموکراتیک که از آغاز مسعود ترسیم کننده آن بوده و مقاومت را به سوی آن هدایت کرده، الهامبخش مبارزه ماست.
آینده را میتوان از همین امروز ساخت. راه آن گرد آمدن بر سر اصولی است که اکثریت ایرانیان بر سر آن اشتراک نظر دارند: یک جمهوری دموکراتیک، جدایی دین و دولت، خودمختاری ملیتها، برابری زن و مرد، لغو حکم اعدام و یک ایران غیراتمی در صلح و همزیستی با همه جهان.
دولت موقت برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک با برنامه ۱۰مادهیی برای همین هدف است. دفاع از حقوق زن ایرانی بهطور عام و هموطنان ستمدیده بلوچ و عرب و کرد و ترکمن در همین راستاست.
به همه مقاومتکنندگان، از اشرفنشانها در سراسر گیتی تا مجاهدان اشرف۳ و هواداران این جنبش در داخل ایران که برای این هدف مبارزه میکنند، درود!

Comments
Post a Comment