در ایران، تغییر رژیم نمیتواند و نباید از بیرون تحمیل شود
بیانیه یک جمع از چهرههای سیاسی چپ
(تریبون جمعی - سایت لوموند)
نمایندگان چندین جریان سیاسی چپ... در تریبونی در لوموند، از فرانسه و اروپا میخواهند از نیروهای دموکراتیک ایران حمایت کنند تا امکان تصمیمگیری درباره سرنوشتشان از مردم ایران سلب نشود.
«اگر شجاعت قرار بود تجسمی انسانی داشته باشد، مردم ایران یکی از شایستهترین نمونههای آن هستند. از تظاهرات گستردهی سال 2009 تا جنبش زن، زندگی، آزادی در سال 2022، ایرانیان ـ بهویژه جوانان ـ همواره ممنوعیتها و خشونت مرگبار جمهوری اسلامی را به چالش کشیدهاند تا مطالبات مشروع خود را مطرح کنند: مطالبات مردمی سیاسی، وارث تمدنی چند هزار ساله و کانون مدرنیتهای در حال فوران. نیروهایی که آرزوهای دموکراتیک، اجتماعی و زیستمحیطی آنان را تهدید میکنند، دشمنان ما نیز هستند، زیرا وضعیت سیاسی امروز مردم ایران از وضعیت ما جدا نیست.
بیتردید، ما با گلولههای مرگبار سرکوب روبهرو نیستیم. همچنین، بسیاری از ما هرگز در جسم و جان خود، نه ستم رژیم شاه را تجربه کردهایم و نه ستم پاسداران انقلاب اسلامی و روحانیونی که پس از 1979 قدرت را در دست گرفتند. اما خطرهایی که زنان و مردان ایرانی، همچون بسیاری دیگر در سراسر جهان، با آن مواجهاند، بر ما نیز اثر میگذارد. نمونه آنان ما را به مسئولیت وامیدارد.
اعتراضهای کنونی بیسابقهاند و در شرایطی ادامه دارند که دسترسی به اینترنت ـ که توسط قدرت حاکم قطع شده ـ وجود ندارد و پس از آنکه هزاران شهروند به دست عوامل رژیم به قتل رسیدهاند. بیسابقه بودن این اعتراضها در پیوستن همه اجزای جامعه ایران به آن نهفته است. تمام اقشار جامعه، با به خطر انداختن جان خود، علیه ناکارآمدی، فساد، سوءاستفاده از قدرت و خشونت جنایتبار جمهوری اسلامی به پا خاستهاند. نرخ تورم سالانه از 50% فراتر رفته و کمبود آب به وضعیتی فاجعهبار انجامیده است. ایران، در سراسر جغرافیای خود ـ از کلانشهرها تا مناطق روستایی ـ در حال خیزش است.
وحدت عمل دموکراتیک، اجتماعی و زیستمحیطی
با این نیروی مردمی ایران ـ از بازاریان تا طبقات فرودست ـ میتواند وحدتی در عمل و در افق سیاسیِ نیروهای دموکراتیک، اجتماعی و زیستمحیطی فعال در داخل و خارج از کشور شکل بگیرد.
ما همچنین باید به درهمتنیدگی عمیق ژئوپولیتیک ایران در موازنههای قدرت بینالمللی و منطقهای توجه داشته باشیم، آن هم در شرایطی که راهبرد منطقهای جمهوری اسلامی، بهویژه در سوریه و لبنان، به بنبست رسیده است.
یکی از خطرهایی که باید از آن پرهیز کرد، مصادره این جنبش توسط انترناسیونال ارتجاعی به رهبری بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ است، که خواهان بازگرداندن یک شاه هستند، در حالی که مداخله CIA برای حفظ قدرت پدر او در سال 1953 پیامدهایی داشت که همگان از آن آگاهند. مسئلهی ایران صرفا سر بریدن یک رژیم نیست، چرا که ممکن است سرهای دیگری از دل همان ساختار سر برآورند، بهویژه با توجه به نفوذ گسترده سپاه پاسداران. ایران به تغییرات عمیق نیاز دارد که تنها نیروهای زنده و ریشهدار در جامعه ایران، آگاه از واقعیتهای میدانی، قادر به تحقق آن هستند. چه کسی میتواند باور کند که ترامپ و نتانیاهو برای آزادی زنان و مردان ایرانی مبارزه میکنند، در حالی که خود مرتکب یا همدست جنایتهای بینالمللی و حتی جنایت علیه بشریت بودهاند؟
خطر دیگر، تقویت حمایت "امپراتورهای" جدید چین و روسیه از رژیم خامنهای است. نباید فراموش کرد که روسیه غیرنظامیان اوکراینی را با پهپادهای شاهد طراحیشده در ایران هدف قرار میدهد و چین نخستین مقصد نفت استخراجشده توسط جمهوری اسلامی است. این خطر واقعی وجود دارد که مبارزه رهاییبخش و مشروع مردم ایران در بازی قدرتهای بزرگ درهم شکسته شود.
در چنین شرایطی ـ آکنده از امید و در عین حال سرشار از خطر ـ ما در کنار زنان و مردان ایران میایستیم، مردمی مشروع و صاحب حق حاکمیت در آرزوی تعیین سرنوشت خویش و در مطالبات دموکراتیک، اجتماعی و زیستمحیطیشان. تغییر رژیم نمیتواند و نباید از بیرون تحمیل شود، این تنها حق ایرانیان است که درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند و هیچ نیروی دیگری چنین حقی ندارد. اما ما میتوانیم و باید با تمام توان از آرمانهای آنان برای دموکراسی و آزادی حمایت کنیم. عدالت کیفری بینالمللی باید بیدرنگ برای تحقیق درباره گستره جنایتهای رژیم علیه غیرنظامیان وارد عمل شود.
تأمین کمکهای مادی
با درس گرفتن از تجربههای لیبی و عراق، ما خواستار آن هستیم که دیپلماسی فرانسه، وفادار به اصول خود و فراتر از اختلافات حزبی، قاطعانه علیه هرگونه حمله نظامی غیرقانونی بسیج شود. تنها نتیجه قطعی چنین حملاتی، هرجومرجی خواهد بود که به زیان بسیج کل جامعه ایران علیه رژیم حاکم تمام میشود. دیپلماسی فرانسه باید شرکای خود را برای حمایت از نیروهای دموکراتیک ایران گرد هم آورد و متعهد شود که یک گذار سیاسی را همراهی کند.
ما از اتحادیهی اروپا میخواهیم، علاوه بر تشدید تحریمها علیه مسئولان سرکوب، فورا تأمین مالی و تسهیل ارسال پایانههای اتصال اینترنتی Eutelsat (جایگزین اروپایی استارلینک ایلان ماسک) را در دستور کار قرار دهد، تجهیزاتی که پیشتر در اوکراین برای شکستن قطع ارتباطهای تحمیلی استفاده شدهاند. همچنین ضروری است زیرساختهای دیجیتال امن (از جمله) VPN که توسط سازمانهای غیردولتی مدیریت میشوند، در اختیار ایرانیان قرار گیرد تا بتوانند سانسور را دور بزنند.
ما اعلام میکنیم که شبکهها، امکانات و فضاهای خود را در اختیار نیروهای سیاسی ایرانی با برنامهای دموکراتیک، اجتماعی و زیستمحیطی قرار میدهیم تا بتوانند برای وحدت عمل و افق مشترک خود تلاش کنند. ما فراموش نکردهایم که چگونه روحانیون و آ...خمینی انقلاب 1979 را مصادره کردند.
ما از همهی نیروهای پیشرو و احزاب و تشکلهای آنان در سراسر اروپا و فراتر از آن میخواهیم که به ما بپیوندند و در یک کمک مالی بینالمللی مشارکت کنند تا بدینوسیله کمکهای مادی به همان نیروهای سیاسی و سندیکایی ایران فراهم شود، امری که شرط استقلال و اعتبار آنان نزد مردم است.
ایران پس از 1979 یکی از آزمایشگاههای اسلام سیاسیِ ارتجاعی، ویرانگر و مرگبار بوده است، با پیامدهایی که تأثیر آن را بر امنیت خودمان نیز دیدهایم. ایران پس از 2026 میتواند و باید ایران یک گذار دموکراتیک عمیق باشد، گذاری که با همبستگی بینالمللی نیروهای چپ و سبز، آموخته از خطاهای گذشته ـ حتی در درون اردوگاه خود ـ و متحد در برابر ارتجاع و امپریالیسم، همراهی شود.
امضاکنندگان:
پوریا امیرشاهی، نماینده مجلس (گروه سبزها و اجتماعیها) از پاریس؛
کلمنتین اوتن، دبیر ملی حزب L’Après، نمایندهی سن-سن-دنی؛
لوسی کاسته، هماهنگکننده جبهه مردمی 2027؛
اولیویه فور، دبیر اول حزب سوسیالیست، نمایندهی سن-مارن؛
بنژامن لوکا-لوندی، همهماهنگکنندهی ملی حزب Génération.s؛
فرانسوا روفن، رهبر جنبش Debout !، نماینده la Somme؛
مارین توندولیه، دبیر ملی حزب سبزها.

Comments
Post a Comment