چرا مبارزه یک زن برای عدالت در ایران باید برای آمریکاییها مهم باشد
نویسنده: لیندا چاوز
وقتی آمریکاییها به ایران فکر میکنند، اگر اصلاً چنین فکری بکنند، معمولاً بهخاطر حمایت ایران از جنبشهای تروریستی در سراسر جهان و تلاشهای این کشور برای ساخت زرادخانه هستهای خود است. اما با وجود حملات موفقیتآمیز ایالات متحده و اسرائیل به برنامه هستهای ایران در داخل ایران، کشتن بسیاری از نیروهای نیابتی ایران در حزبالله و حماس و دور کردن و اخراج رژیم ایران در سوریه، ۹۲میلیون ایرانی همچنان گروگان یک دیکتاتوری قاتل هستند.
بسیاری از آنها با اعدام روبرو هستند. یک یادآوری هوشیارانهای که ما روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام را گرامی میداریم. ایران بیش از هر کشور دیگری اعدام میکند. تنها در سال ۲۰۲۴، ایران بیش از ۱۰۰۰ زندانی را به دار آویخت.
در ۹ماه اول سال ۲۰۲۵، رژیم از این تعداد فراتر رفته است. اینها جنایتکاران خشن نبودند - بلکه زندانیان سیاسی بودند که جرم اصلی آنها اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران بود. اما همه هزاران زندانی سیاسی با دار زدن نمیمیرند. بسیاری از آنها در اثر سهلانگاری پزشکی جان خود را از دست میدهند.
یکی از افرادی که با این تهدید مواجه است، مریم اکبری منفرد است. مریم، مادر سه دختر، ۱۶ سال را پشت میلههای زندانهای بدنام ایران گذرانده است.
«جرم؟» او خواستار پاسخگویی در مورد قتل فراقضایی سه برادر و یک خواهرش در دهه ۱۹۸۰ شد. مریم به جای دفن کردن یاد آنها، با ارائه شکایت رسمی به قوه قضائیه و پرسیدن دلیل کشته شدن برادران و خواهرش، خواستار پاسخگویی شد.
مریم پس از زندانی شدن در سال ۲۰۰۹، مخفیانه شکایتی را به سازمان ملل متحد ارسال کرد و خواستار تحقیق در مورد سرنوشت خواهر و برادرانش شد. این امر مقامات را خشمگین کرد و آنها با انتقام پاسخ دادند و حکم او را به ۱۵سال افزایش دادند. وقتی این حکم به پایان خود نزدیک شد، مقامات اتهامات جدیدی را ساختند و جعل کردند تا او را برای دو سال دیگر در زندان نگه دارند. تاکتیکی که معمولاً برای بازداشت نامحدود زندانیان سیاسی که آزادی آنها ممکن است الهامبخش دیگران باشد، استفاده میشود.
در تمام سالهای زندانی بودنش، مریم حتی یک روز مرخصی نداشته است. مریم اکنون، تقریباً ۵۰ساله، از بیماریهای مزمن از جمله آسیب شدید نخاعی و دیسک کمر رنج میبرد، با این حال از دسترسی به مراقبتهای پزشکی مناسب محروم مانده است. این بیتوجهی پزشکی به دلیل کمبود منابع نیست، بلکه به عنوان یک استراتژی عمدی برای تحت فشار قرار دادن قربانیان استفاده میشود و به آرامی جان زندانیانی را که تنها جرمشان اعتراض کردن است، نابود میکند.
داستان کرامت انسانی
داستان مریم درباره مقاومت و بهای حقیقت است. در دهه ۱۹۸۰، سه برادر و یک خواهر او به اتهام "محاربه با خدا" به دلیل وابستگی به سازمان مجاهدین خلق ایران (PMOI/MEK)، یک گروه پیشرو مخالف طرفدار دموکراسی در ایران، به قتل رسیدند. در تابستان ۱۹۸۸، رژیم ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی را که اکثر آنها اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند، قتل عام کرد، موضوعی که جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل، در گزارش ۲۰۲۴ خود با عنوان "جنایات فجیع در ایران" آن را جنایت علیه بشریت و نسلکشی توصیف کرد.
و این تهدید همچنان ادامه دارد. امروز، حداقل ۱۷ زندانی سیاسی وابسته به مجاهدین خلق در صف اعدام هستند و با همان اتهام - «محاربه با خدا» - که خواهر و برادران مریم را محکوم [به اعدام] کرد، روبرو هستند. آنها فعالان، دانشجویان و شهروندان عادی هستند که جرات کردند اعتراض کنند و حاضرند بهای نهایی را برای پایان دادن به استبداد در ایران بپردازند.
تعداد فزاینده زندانیان سیاسی در صف اعدام فقط یک تراژدی نیست، بلکه گواهی بر موج فزاینده مقاومت در داخل ایران است. هر حکم اعدام جدیدی که برای یک مخالف صادر میشود، معیاری از ترس رژیم از مردم خود است. افزایش اعدامها نشانه قدرت نیست، بلکه نشانه ناامیدی است، رژیمی رو به زوال که از شجاعت و سرکشی کسانی که نمیتواند ساکت کند، وحشت دارد.
داستان مریم فقط مربوط به ایران و ایرانیان نیست. جهانی است. این داستان هر زنی است که در برابر استبداد ایستاده است، هر مادری که برای فرزندانش جنگیده است، هر خواهری که از فراموش کردن امتناع ورزیده است. این داستان کرامت انسانی در مواجهه با خشونت دولتی است.
و این داستانی است که توجه ما را میطلبد. همزمان با بزرگداشت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، جامعه جهانی باید صدای خود را بلند کند، نه فقط برای مریم، بلکه برای هزاران زندانی سیاسی که در زندانهای سراسر ایران در رنج و عذاب هستند. دولتهای غربی باید تعامل دیپلماتیک با ایران را بر اساس احترام به حقوق بشر بنا کنند. علاوه بر این، سازمانهای بینالمللی باید قتل عام سال ۱۹۸۸ و جنایات جاری رژیم را بررسی کنند. هر فرد باوجدانی باید در کنار مخالفان ایران بایستد، نه به عنوان قربانی، بلکه به عنوان قهرمان.
مریم اکبری منفرد همه چیز را برای امید به یک ایران دموکراتیک فدا کرده است. شجاعت او چالشی برای همه ماست:آیا ما در کنار او خواهیم ایستادید یا رویمان را بر میگردانیم؟
رژیم تهران ۴۶ سال تلاش کرده است تا مخالفان را ساکت کند. بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر را اعدام کرده، تعداد بیشماری را شکنجه داده و زندانها را به گورستان تبدیل کرده است. اما این رژیم نتوانسته است روح مقاومت را از بین ببرد. این روح در مریم زنده است. در خیابانهای ایران، کشوری که زنان و مردان همچنان همه چیز را برای آزادی به خطر میاندازند، زنده است.
بیایید امروز به این روح احترام بگذاریم. بیایید این روز را نه فقط یک بزرگداشت، بلکه یک تعهد قرار دهیم. زیرا مبارزه با اعدام در ایران فقط برای پایان دادن به مرگ نیست، بلکه برای تأیید زندگی برای یک ملت بزرگ است. و مریم اکبری منفرد گواه این است که حتی در تاریکترین سلول، زندگی هنوز میتواند بدرخشد.


Comments
Post a Comment