چرا جهان از موج اعدام‌های افسارگسیخته ایران بیدار نشده است؟

نویسنده: استروان استیونسون 

بار دیگر، ماشین مرگ ایران با تمام قوا در حال کار است و بار دیگر، غرب روی خود را برگردانده است. آیا هیچ کس توجهی نمی‌کند زیرا تمرکز جهان بر غزه و اوکراین متمرکز شده است؟ 

 در حالی که تیترهای خبری جهان تحت سلطه این درگیری‌ها هستند، حاکمان ایران بی‌سروصدا در حال انجام یکی از وحشیانه‌ترین کشتارهای تاریخ مدرن هستند و از مجازات فرار می‌کنند. 

تنها در ۱۴ ماه و نیم، تحت ریاست جمهوری مسعود پزشکیان، رژیم ایران بیش از ۲۰۰۰ نفر را اعدام کرده است. بگذارید این موضوع درک شود. بیش از دو هزار نفر با دار زدن، اغلب مخفیانه، همیشه بدون محاکمه عادلانه، و گاهی اوقات به دلیل چیزی جز مخالفت سیاسی، از بین رفته‌اند. این به طور متوسط تقریباً پنج اعدام در روز است. با این حال، جهان، که ظاهراً بی‌حس یا حواس‌پرت است، چیزی بیش از زمزمه‌های نارضایتی ارائه نمی‌دهد. خشم کجاست؟ قطعنامه‌ها کجا هستند؟ تحریم‌ها کجا هستند؟ پشتوانه اخلاقی کجاست؟ 

در یک اقدام ناامیدانه و شجاعانه برای اعتراض، ۱۵۰۰ زندانی در واحد ۲ زندان بدنام قزل حصار کرج، شهری بزرگ در غرب تهران، دست به اعتصاب غذا و تحصن گسترده زده و در راهروهای مرگ شعار «نه به اعدام» سر داده‌اند. اینان قربانیانی هستند که در لبه پرتگاه زندگی قرار دارند و در معرض تهدید مداوم کشیده شدن به پای چوبه دار در تاریکی شب زندگی می‌کنند. پیام آنها واضح و کوبنده است؛ دیگر بس است. 

واکنش تهران، همانطور که قابل پیش‌بینی بود، بی‌رحمانه بوده است. مقامات زندان تهدید به قطع غذا و آذوقه کرده‌اند. از سلول انفرادی مانند سلاح استفاده می‌شود. اعدام‌ها در هر صورت ادامه دارد. و در تمام این مدت، قوه قضائیه ایران همان دروغ‌های تکراری در مورد «مجرمان بسیار خشن» و «عدالت الهی» را طوطی‌وار تکرار می‌کند. در واقع، این قربانیان عمدتاً زندانیان سیاسی جوان، اقلیت‌های قومی و حتی زنان هستند. تنها در سال جاری سی و نه زن اعدام شده‌اند. 

در ۷ ژوئیه ۲۰۲۵، خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران آشکارا خواستار تکرار قتل عام سال ۱۹۸۸ شد، زمانی که ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی با خونسردی اعدام شدند. 

 این فراخوان تکان‌دهنده تا حد زیادی توسط جامعه بین‌المللی بی‌پاسخ مانده است و به تهران تمام دلگرمی لازم را برای ادامه بدون مجازات داده است. 


 طبق گزارش سازمان حقوق بشر ایران، تاکنون ۱۱۲۸ نفر در سال جاری اعدام شده‌اند که بالاترین تعداد از زمان شروع ثبت آمار است. شورای ملی مقاومت ایران (NCRI)، که اطلاعات آن بارها صحت و دقت خود را ثابت کرده است، گزارش می‌دهد که ۱۷۰ اعدام تنها در ۲۲ روز ماه گذشته، یعنی هر سه ساعت یک اعدام، انجام شده است. این «اجرای قانون» نیست. این ترور سیستماتیک دولتی است. 

در میان آخرین قربانیان دستگاه قضایی بی‌رحم ایران، ۱۷ زندانی سیاسی ۲۲ تا ۶۶ ساله وجود دارند که همگی به اتهام وابستگی به مجاهدین خلق (MEK) به اعدام محکوم شده‌اند. به نظر می‌رسد تنها «جرم» آنها عقیده و ارتباط سیاسی است. در ۲۷ ژوئیه، دو نفر دیگر، بهروز احسانی ۶۹ ساله و مهدی حسنی ۴۸ ساله، به همین اتهام به دار آویخته شدند. 

در حالی که ایران همچنان شهروندان خود را با سرعتی وحشتناک اعدام می‌کند، هیچ کشوری در روی زمین به این مقیاس از کشتار شهروندان خود با مجوز دولت نسبت به جمعیت نزدیک نمی‌شود. هیچ ملت دیگری که هنوز از مجازات اعدام استفاده می‌کند، نمی‌تواند با ظلم حساب‌شده ملاها، هدف قرار دادن عمدی معترضان، اقلیت‌های قومی و زندانیان سیاسی در یک کارزار ترس، برابری کند. 

این عدالت نیست. این یک قتل قضایی است؛ خاموش کردن سرد و روشمند زندگی توسط رژیمی که از مردم خود می‌ترسد. 

هر چوبه دار که در ایران برافراشته می‌شود، بنای یادبودی غم‌انگیز از ناامنی و ناامیدی ملاها است. در داخل ایران، یک جنبش مردمی در حال ظهور است. از زندان اوین در تهران گرفته تا اعضای خانواده که در بیرون دروازه‌های زندان به حالت آماده‌باش ایستاده‌اند، مردم ایران می‌گویند: "ما بی‌سروصدا به پای چوبه دار نخواهیم رفت." 

 کمپینی که با عنوان "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" شناخته می‌شود، اکنون در نودمین هفته خود، شاهد مقاومت نمادین هماهنگ در ۵۲ زندان است. 

  

با این حال، غرب از اقدام خودداری می‌کند. برخی از دولت‌ها محکومیت‌های محتاطانه‌ای صادر می‌کنند، شاید یک توییت تند یا یک بیانیه مطبوعاتی نگران‌کننده. اما این اقدام نیست، بلکه سلب مسؤلیت است است. 

 در یک کنفرانس بین‌المللی در لندن در ۱۱ اکتبر، مریم رجوی، رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران (NCRI)، درخواست قدرتمندی را مطرح کرد: "از به حراج گذاشتن حقوق بشر هموطنان مظلوم ما دست بردارید. روابط خود را با این رژیم مشروط به توقف فوری اعدام‌ها کنید." او کاملاً درست می‌گوید. 

با این حال، به جای توجه به این فراخوان‌ها، برخی از دیپلمات‌های غربی هنوز برای دست دادن در تهران صف می‌کشند و وانمود می‌کنند که اصلاحات در شرف وقوع است. این توهم است. رژیم ایران اصلاح نمی‌شود؛ این رژیم سرکوب می‌کند. این رژیم با حسن نیت مذاکره نمی‌کند؛ دستکاری می‌کند. این رژیم جان انسان‌ها را نجات نمی‌دهد؛ آنها را برای بقا [خود] نابود می‌کند. اعتصاب غذا در قزل حصار چیزی بیش از یک اعتراض در زندان است؛ این لحظه‌ای از شفافیت اخلاقی برای جهان است. اگر آن را نادیده بگیریم، نه تنها جان‌های در معرض خطر، بلکه اعتبار، ارزش‌ها و ادعای خود مبنی بر حمایت از حقوق بشر را نیز از دست می‌دهیم

ایالات متحده، اتحادیه اروپا، بریتانیا و سازمان ملل متحد باید همین حالا اقدام کنند. تحریم‌های هدفمندی علیه مقامات ایرانی مسئول این اعدام‌ها وضع کنند. سفرا را اخراج کنند. دارایی‌ها را مسدود کنند. تحقیقات بین‌المللی را آغاز کنند. روشن کنند که جهان دیگر قتل عام گسترده دولتی را به عنوان یک موضوع داخلی تحمل نخواهد کرد. جمهوری اسلامی همیشه بیش از هر چیز از یک چیز می‌ترسیده است، انزوای بین‌المللی مرتبط با سوءاستفاده‌های داخلی این کشور. بیایید آنچه را که از آن می‌ترسند به آنها بدهیم. زیرا سکوت، در این لحظه، همدستی است. و تاریخ با کسانی که در حالی که طناب دار دور گردن بی‌گناهان تنگ‌تر می‌شد، نظاره‌گر بودند، مهربان نخواهد بود. 

Comments

Popular posts from this blog

آزادی چیست؟

سئوال: درباره اتهام‌ها علیه مقاومت چه می‌گویید؟

سالگرد عاشورای مجاهدین