جایگاه مسعود رجوی در مقاومت ایران چیست؟
در برابر هیولای سرکوب و جنایت که از شهرها و روستاهای ایران تا دمشق و بغداد را هدف قرار داده، خوشبختانه مقاومت استواری ایستاده که مظهر شرف و اعتبار وجود ایران و ایرانی است. جنبشی از آگاهترین و فداکارترین فرزندان مردم ایران، که نقطه امید و تضمین آزادی است.
اما این نقدینه استراتژیکی را چه کسی پی افکنده و در چه مسیری و چگونه به ثمر نشانده است؟
انقلاب ایران را خمینی ربود، فرهنگ ایرانی و ارزشهای مبارزاتی ما را به لوث ارتجاع و دجالگری آلود و میهن ما را به کام استبداد و جنگ و عقبماندگی فرو برد.
اما چه کسی با شعار انقلاب دموکراتیک در ایران، رو در روی ”انقلاب اسلامی” خمینی، او را به چالش کشید؟
چه کسی با برافراشتن پرچم مقاومت بدون سازش، در برابر یورش ویرانگر خمینی ایستاد؟
چه کسی فضای پرابهام سیاسی را روشن کرد و قاطعانه گفت: شعار اصلی انقلاب ایران، شعار آزادی و تهدید اصلی، ارتجاع و دیکتاتوری دینی است؟
حالا از شما می پرسم: راستی او چه کسی است؟
بله مسعود.
هم او که زندانیان مجاهد با امید به او و راه و رسمش، بر تختهای شکنجه، مقاومت کرده اند و مقاومت میکنند. تیرباران شدگان و قتل عام شدگان، راه و نام او را فریاد زده و فریاد می زنند. صدایش از سی سال پیش در گوشها و جانها باقیست که گفت:
هزاران بار بر بدنم شلاق زدند، هزاران بار طناب به گردنم انداختند، من نماینده نسل بیشمارانم، آمدهام تا خودم را برای آزادی خلق در زنجیرم فدا کنم.
آری، کلام او نزد شیفتگان آزادی، بشارت رهایی است و نزد دشمنان آزادی، پژواک جرم وگناه.
او بود که شورای ملی مقاومت ایران را بنیان گذاشت، ارتش آزادیبخش ملی ایران را تأسیس کرد و کشتی مقاومت سازمانیافته مردم ایران را از سونامی بمباران و حمله و محاصره عبور داد.

Comments
Post a Comment