سئوال: آیا جدایی دین و دولت با اسلام مغایر نیست؟
نفی هرگونه اجبار و اکراه در دین، همچنین برای اصل جدایی دین و دولت راه باز میکند و جایی برای استبداد تحت نام خدا و تبعیض مذهبی باقی نمیگذارد.
اسلام بهقول مسعود رجوی رهبر این مقاومت، «مستغنی از آن است که هرگونه حقانیت و مشروعیت و ازجمله مشروعیت سیاسی خود را از راه اجبار و اکراه بهکرسی بنشاند...ما عمیقاً معتقدیم که شکوفایی واقعی اسلام در عدم استفاده از هرگونه تبعیض و امتیاز و اجبار سیاسی و اجتماعی میسر است».
همچنانکه در طرح شورای ملی مقاومت آمده است: منشا مشروعیت قدرت حاکم، صندوقهای رای است و هیچکس بهخاطر اعتقاد یا عدم اعتقاد به یک دین، هیچ امتیاز یا محرومیتی نخواهد داشت. کما اینکه در برگیرنده تضمین آزادی مذهبی است. یعنی چه مسلمانان چه پیروان سایر ادیان، بهدور از هرگونه نابرابری، در فعالیت مذهبی خود آزادند. پیامبر اسلام در منشوری که در یازدهمین ماه پس از هجرت به مدینه تدوین کرد، گفت: «یهود با مسلمانان مانند یک ملت و امت هستند، (با این تفاوت) که یهود پیرو دین خود و مسلمانان هم تابع دین خود هستند».
آنچه ما میگوییم خط بطلان کشیدن بر استبداد زیر پرده دین است. حرف ما چکیده یک تجربه بزرگ تاریخی یعنی تجربه شکست دیکتاتوری دینی در ایران است. بله، ما میتوانیم بر سر یک اصل اساسی توافق و اشتراک نظر داشته باشیم که تار و پود اسلام از آن سرشته است؛ و آن نفی اجبار دینی است. یعنی همان اصل لااکراه فیالدین.
پس رو در روی شعار «حزب فقط حزبالله» خمینیگرایان در ایران؛ و رودرروی اخلاف داعشی آنان که میگویند:«شریعت الهی هرگز اجرا نخواهد شد مگر به زور سلاح» ما میگوییم:
نه این اسلام نیست، هرچیزی که از سر اجبار و اکراه باشد، با ذات دین مغایر است؛ دین ما و اسلام ما همان است که قرآن گفته است: لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ .
روح اسلام از هرچه اجبار، اکراه و ممنوعیت تحمیلی، بری و بیزار است. از حجاب اجباری تا واداشتن مردم به روزه و نماز با شلاق و ارعاب، تا جلوگیری از احداث مساجد اهل سنت و بهخصوص حکومت تحمیلی با سوءاستفاده از نام خدا و اسلام.
بنابراین من، همه مسلمانان را بهوحدت و همبستگی بر سر این اصل فرا میخوانم. بر سر نفی دین اجباری و اجبار دینی.

Comments
Post a Comment