دکتر کاظم رجوی کیست؟
هممیهنان، مردم آگاه ایران، مجاهدین خلق ایران؛ دکتر کاظم رجوی مبارز بزرگ حقوقبشر و نمایندهی شورای ملی مقاومت ایران در سوئیس ۴اردیبهشت ۱۳۶۹ در شهر ژنو بهدست تروریستهای جنایتکار رژیم آخوندی به شهادت رسید.
مبادرت رژیم خمینی به این جنایت زبونانه بوضوح حاکی از شدت استیصال دشمن و خشم افسار گسیختهاش در برابر مقاومت و مجاهدین خلق ایران و مخصوصاً افشا و درهم شکسته شدن آن توطئه و معاملهی ننگینی است که دکتر کاظم رجوی در برابر آن سینه سپر کرده بود. رژیم خمینی که اکنون برای بزک کردن چهرهاش به هر ذلت و خفتی تن میدهد البته از کارآئی و شناختهشدگی دکتر کاظم رجوی در سطح بینالمللی برای سالیان باخبر بود.
دکتر کاظم رجوی که قبلاً استاد حقوق در دانشگاههای سوئیس و سفیر ایران در مقر اروپایی سازمان ملل متحد (در نخستین ماههای پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی) بود، از آغاز مقاومت عادلانهی مردم ایران زندگیاش را وقف دادخواهی خون مجاهدان و رزمندگان آزادی نمود و با تمام اشراف علمی و تجربه تخصصیاش برای افشا و محکوم نمودن جهانی جنایات ضدانسانی رژیم آخوندی به مجاهدت پرداخت.
تلاشهای خستگیناپذیر او نقش ویژهای در تصویب قطعنامههای محکومیت رژیم خمینی در کمیسیون حقوقبشر ملل متحد داشت. در سالهای ۱۳۶۲، ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ دکتر کاظم رجوی به عنوان فرستاده ویژه رهبر مقاومت برای به تصویب رساندن قطعنامه محکومیت رژیم در مجمع عمومی ملل متحد به نیویورک رفت. بر اثر تلاشهای بیوقفهی او و یارانش در این سالها که یک قلم شامل ۲۴۵ ملاقات با نمایندگان کشورهای مختلف جهان و ارائه مستقیم اسناد و شهود جنایات خمینی به آنان بود، قطعنامه محکومیت رژیم در چهلمین اجلاس مجمع عمومی ملل متحد به تصویب رسید و به این ترتیب مردم و مقاومت ایران به یکی از مهمترین پیروزیهای بینالمللی خود دست یافتند.
طی چهار سال متوالی که قطعنامه محکومیت نقض حقوقبشر توسط رژیم خمینی در دستور کار مجمع عمومی ملل متحد قرار گرفت، دکتر کاظم رجوی همه ساله بهعنوان فرستادهی ویژه رهبر مقاومت در مقر ملل متحد حضور داشت و با تمام وجود برای تصویب قطعنامهی محکومیت جنایات رژیم تلاش میکرد. تاریخچه و فهرست فعالیتهای پربار و بسیار ارزنده دکتر کاظم رجوی که از او یک چهره شناخته شده در سطح بینالمللی ساخته است در این مختصر نمیگنجد و شایان گردآوری کتاب جداگانهایست. در اینجا فقط به این اکتفا میکنم که سردمداران و مهمترین مهرههای دیپلماتیک رژیم خمینی که پیوسته در مجامع بینالمللی داغ شکست و رسوایی بر پیشانیشان مینشست، از دکتر کاظم رجوی کینهای وحشیانه و مضاعف بدل داشتند و از آنجا که در مجامع مختلف بینالمللی از ژنو تا نیویورک و سازمانهای مختلف مربوط به ملل متحد از قبیل سازمان بینالمللی کار و کمیسیون ویژهی ناپدیدشدگان پیوسته برادر مسعود رجوی را در برابر خود مییافتند مکرراً به قتل تهدیدش میکردند.
بالاترین و ارزشمندترین خدمت ملی و مردمی دکتر کاظم رجوی که در واقع حق بزرگ او برگردن مجاهدین و جنبش مقاومت انقلابی بشمار میرود، نجات جان رهبر مجاهدین از چنگال جلادان ساواک و رژیم شاه است. در جریان این فعالیتها دکتر کاظم رجوی با مجاهدتی شبانهروزی و شگفتانگیز و با ایجاد کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران حمایت شخصیتها و سازمانهای مدافع حقوق بشر، محافل مطبوعاتی و سیاسی، افکار عمومی، احزاب و شخصیتهای برجسته خارجی را به نحو بیسابقهای برانگیخت و سرانجام موفق شد که تبدیل حکم اعدام مسعود رجوی به حبس ابد را به دیکتاتوری سلطنتی تحمیل کند و شاه و ساواک و ادارهی باصطلاح دادرسی ارتش او را از این یکی اعدام وادار به عقبنشینی نماید.
پیگیری و کفایت شگرف دکتر کاظم رجوی در سازمان دادن و به ثمر رساندن آن تلاش بزرگ برای نجات جان رهبر مجاهدین براستی شگفتآور و از هر لحاظ شایان بالاترین تقدیر و حقشناسی میهنی و انقلابی است زیرا که مسعود، هم در دادگاههای عادی و تجدید نظر قوای مسلح شاه در سال ۱۳۵۰محکوم به اعدام شده بود و هم در سالهای ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ که به کمیته ضدخلقی رژیم شاه منتقل شده و مجدداً به زیر شکنجه رفته بود در معرض اعدام قطعی قرار داشت و این را اغلب زندانیان سیاسی آن سالها میدانند.
و بارها از قول دژخیمان ساواک شنیدهاند که تا کجا بخون مسعود تشنه بودند و اگر فعالیتهای گستردهی جهانی که دکتر کاظم رجوی در آنها نقش اساسی را بهعهده داشت در کار نبود جلادان شاه لحظهای در قتل و اعدام مسعود تردید نمیکردند.
در همین جا شایان ذکر میبینم که شهید دکتر کاظم رجوی شرح وقایع و فعالیتها و جریاناتی را که در آن سالهای شاه باعث عقبنشینی دیکتاتوری سلطنتی از اعدام مسعود شد با قلمی شیوا در کتابی بخط خود نگاشته و آنرا از چند سال پیش در نزد خود من به امانت گذاشته است. تاکنون مسعود مانع چاپ این کتاب و صرف هزینه برای آن شده بود. امیدوارم سازمان مجاهدین بتواند در فرصت مناسب این کتاب را که در مجموعه تألیفات دکتر رجوی آخرین کتاب و البته پرارزشترین کار عملی او نیز هست به طبع برساند. نقش دکتر کاظم رجوی در جریان ۹سال مبارزهی خستگیناپذیرش برای افشا و محکومیت جهانی جنایات رژیم ضدبشری خمینی نیز البته در تاریخ مقاومت میهن ما بیاد خواهد ماند.
قلب پاک و روح زلال و بیآلایش انسانی او و عواطف سرشارش نسبت به مسعود بود که بگفته خودش او را نه فقط بهعنوان برادر بلکه قبل از هر چیز بهعنوان راهبر آرمانیاش میشناخت.
پیام او چه بود
شهادت او دادخواهی تکان دهندهای است که بار دیگر دژخیمان شکنجهگر و همدستانشان را از پس پردههای توطئه بیرون میکشد و در برابر چشم جهانیان به باد افشا میسپارد. پس باز هم این دکتر کاظم رجوی است که به هنگام شهادت نیز پوزه قاتلان جنایتکار را به خاک شکست میمالد، همچنان به وظیفهی والای انسانیاش در ""دفاع از حقوق بشر"" قیام میکند .
بنابراین تا آنجا که به ""شهید بزرگ حقوقبشر"" و مقاومت ایران دکتر کاظم رجوی مربوط میشود، باز هم در کارش پیروز شده و از این بابت روح پرفتوحش قرین شادمانی و سرافراز است. آری آن سپر دادخواه خون مجاهدین اکنون پیکر خونینش به دفاع از اساسیترین حقوق مردم میهنش برخاسته و حق مقدس آنان را برای مقاومت به اثبات میرساند.
پس، با تکریم خاطره جاودان این ""شهید بزرگ حقوقبشر"" همچنانکه خودش پیوسته آرزو میکرد باید در برابر روان والا و پرفتوحش تأکید کنم که آری کاظم رجوی مجاهدی بود که مجاهدگونه مبارزه کرد و مجاهدگونه به شهادت رسید...
بیچاره دشمن ضدبشری، که در مقابله با مقاومت مردمی و ارتش آزادی، راهی جز توطئه و ترور افراد بیدفاع در برابر خود نمییابد. غافل از اینکه این تشبثات زبونانه، تنها و تنها افلاس و بیچارگی این رژیم زهرخورده را برملا میکند...
بیتردید، خون پاک شهید بزرگ حقوقبشر و مقاومت ایران دکتر کاظم رجوی با همه پیامهای روشنگر و انگیزانندهاش، از هماکنون به سلاح سیاسی و عقیدتی برایی تبدیل شده که بسا کارسازتر و کوبندهتر بر پیکر رژیم پوسیدهی خمینی فرود خواهد آمد و دشمن ضدبشری را از توسل به یک چنین جنایت زبونانهای که فقط حاکی از سرگیجهی مرگ در باتلاق بحرانهای لاعلاج درونی و بیرونی است، پشیمان خواهد کرد. این خونها جز بر شرف و عزت و محبوبیت مجاهدین نمیافزاید.
و منطق قدرتمند انقلاب بسا فراتر از تمهیدات و تشبثات زبونانهی مرتجعین به پیش میرود.
مریم رجوی ۵/اردیبهشت /۱۳۶۹


Comments
Post a Comment